شيخ حسين انصاريان

72

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

نمىگيرد . وقتى كه قضاى حق مورد رضاى بنده‌اش قرار گرفت ، در مقابل تمام فرمان‌هاى حق مانند يك بنده ناچيز مقهور اراده او مىگردد . اين بندگى را از راه تكلّف و با انگيزهء مزد و پاداش به دست نمىآورد ، بلكه طبيعت حيوانى خود را از دست داده ، طبع جديدى به دست آورده است كه به مقام بندگى نايل آمده است . او ديگر زندگى را براى خود نمىخواهد ، بلكه محكوم به حكم خداوند بىنظير است . در هرجا دستور ازلى الهى راهى را معين كرده است ، چه زندگى و چه مرگ آن راه را خواهد رفت . زندگى او براى خداست ، نه براى به دست آوردن گنج . مرگ او از اشتياق به خداست نه از ترس رنج و بيمارى . ايمان و عباداتش انگيزه‌اى جز دريافت شايستگى خدا به ايمان و پرستش چيز ديگرى نيست ، او براى رسيدن به بهشت و درختان و جويبارهاى بهشتى كارى نمىكند ، چنان كه ترك كفر و معاصى براى او انگيزه‌اى جز وجه اللّه الاعظم ندارد . ترس از آتش نمىتواند محرّك او به بركنارى از كفر و معصيت بوده باشد . خندهء او موقعى است كه در مقابل قضاى الهى ، رضا و تسليم را مانند حلواى شكرين مىچشد . آيا بنده‌اى كه به اين حال روحى باعظمت نايل شود ، جهان به امر و فرمان او نمىگردد ؟ مرگ او و مرگ فرزندانش در راه خدا و طبق مشيّت او مانند حلوايى است كه در گلويش فرو مىرود . جان كندن فرزندان از نظر آن انسان با وفا و جنازهء آن فرزندان مانند ميوه‌هاى چيده شده از درخت در مقابلش جلوه مىكند ، پس چنين شخصى به دعا كردن نيازى ندارد ، مگر اين كه رضاى خدا را در دعا و نيايش ببيند .